elik
من با کتونیم قدم میزنم زیر بارون و به تو فکر می کنم
کم کم یاد خواهم گرفت با آدمها همانگونه باشم که هستند
همانقدر
خوب ، گرم ، مهربان
و همانقدر
بد ، سرد ، تلخ
قول میدهم لام تا کام حرفى نزنم
فقط بگذار از”دال تا میم” بگویم ، بگذار بگویم که “دوستت دارم”
دیگر لام تا کام حرفى نمیزنم
این روزها هوای مرا نداری ، خفه نمیشوی ؟ بی هوای من !